تبلیغات
weblog : زمزمه های دلتنگی - پست های سحر

زمزمه های دلتنگی

:[عمومی , ]

سهم من

 

من بی تو حو ض خا الی

 

حو ضی بد و ن آ بم

 

بی ا سمان و ما هی

 

خا الی از آ فتا بم

 

بی تو د لم گر فته

 

دلم پر از سكو ت ا ست

 

یك گوشه ما نده  تنها

 

چو ن تار عنكبو ت ا ست

 

معنی  ندارد ا صلا

 

بی تو ا مید و  لبخند

 

د ل را  نمی تو ان ز د

 

با آ فتا ب پیو ند

 

تو آب  تو  ا مید ی

 

دل  با  تو  مهر بان ا ست

 

با تو  همیشه سهمم

 

یك  تكه آ سمان ا ست

نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد 1385 و 12:06 ب.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

نوشته شده در چهارشنبه 17 خرداد 1385 و 10:06 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

اشك

ابر چشمم به هوای رخ تو بارانی است

مثل دریای دلت ، دیده ی من طوفانی است

یك نظر كردی و دل گشت اسیرت اینك

پشت مژگان دو چشمت دل من زندانی است

همچو گردون به تمنای وصالت شب و روز

كار و دل از پی دیدار تو سرگردانی است

 

نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد 1385 و 10:06 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

 

چشمان تو

 

روزی به چشمان تو ایمان می آورم

و در آن روز تو را باور خواهم كرد

با تمام خوبی ها و بدی هایت

روزی من

به چشمان تو قسم می خورم

چشم های تو

اشك های من

و تمام دردی كه در وجود من است

همه و همه را تو حس خواهی كرد

چرا كه من تو را باور دارم

با تمام خوبیهایت با تمام بدی هایت

 

نوشته شده در یکشنبه 14 خرداد 1385 و 10:06 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1384 و 11:02 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

پایان زندگی همراه با غم است

همسایه دلم یك درد مبهم است

یك عمر گشته ام در جستجوی صبح

حتی ستاره هم در باغ شب كم است

ای آشنای درد در لحظه های سرد

زخم دل مرا دست تو مرهم است

بی تو بهار هم پژمرده می شود

اما كنار تو پاییز همدم است

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1384 و 10:02 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

اشك چشمانم به روی گونه ام لغزید و رفت

برق چشمانم به روی دیده ام رقصید و رفت

سینه مالامال درد و دیده اقیانوس اشك

شور و شوق زندگی با من نهان خندید و رفت

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1384 و 10:02 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

 

میان جاده های غم غبار می شوم بیا

برای قلب خسته ات قرار می شوم بیا

اگرچه داغ هجرتوبهار را زمن گرفت

دوباره رشد می كنم بهار می شوم بیا

در انتظار رویشت نفس به سینه حبس شد

ترانه خوانی تو را هزار می شوم بیا

بیا ورق بزن مرا به متن تازگی ببر

وگرنه از فراق تو شرار می شوم بیا

اگرچه خسته از رهم ولی برای دیدنت

به بال شوق یاد تو سوار می شوم بیا

تمام هستی ام تویی تو ای مسافر سپید

برای یك نگاه تو نثار می شوم بیا

نوشته شده در سه شنبه 18 بهمن 1384 و 09:02 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

 

سایبان عشق

زیر پلکت سایبانم می دهی ؟

سوختم آیا پناهم می دهی؟

آتشی افتاده بر جان و دلم

قطره آبی بر لبانم می دهی؟

میهمان جان جانان می شوم

میزبانی را نشانم می دهی ؟

تا بیاسایم دمی در پای عشق

زیر چترت سایبانم می دهی ؟

ای جواب پرسش بی پاسخم

عشق را آیا نشانم می دهی ؟

گوشه چشمی تو بگردان و بگو

تو در آغوشت پناهم می دهی ؟

نوشته شده در یکشنبه 27 آذر 1384 و 10:12 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در - و -



:[عمومی , ]

نمی دانم

نصیبم ازغمت عشق است یا آتش نمی دانم

نگاه مبهمت عشق است یا آتش نمی دانم

در این خواب كویر آسا بر این داغ عطش افزا زبان زمزمت عشق است یا آتش نمی دانم

من و چرخ و فراموشی هم آغوشی، خطا پوشی ،دلیل عالمت عشق است یا آتش نمی دانم

پس از یك عمر لنگیدن و با تردید جنگیدن قدم در مقدمت عشق است یا آتش نمی دانم

كه اسم اعظمت عشق است یا آتش نمی دانم

نه ان وحدت نه این كثرت من و آینه حیرت عدم تا ادمت عشق است یا آتش نمی دانم

مرا گفتی بیا چون سوی خدا می خوانمت اما

در این می خوانمت عشق است یا آتش نمی دانم ؟

نوشته شده در پنجشنبه 24 آذر 1384 و 07:12 ق.ظ توسط سحر

ویرایش شده در جمعه 25 آذر 1384 و 11:12 ق.ظ



nazarsanji: زمزمه های دلتنگی - پست های سحر


زمزمه های دلتنگی


عنوان : [posttitle]

تاریخ : [fullpostdate]

نویسنده : [postauthor]

حرف های درگوشی : [privatemessages]  تا


سخن شما

تاریخ : [cb:post_create_date]

نویسنده : [cb:post_author_name]


[comment]



ارسال نظر

[namebox value=(33)]

نام شما : [language]

[webbox value=(33)]

آدرس وب :

[mailbox value=(33)]

آدرس ایمیل :

[commentbox]

[savecookie value=(ذخیره شدن اطلاعات شما)]

[privatecom value=(ارسال بصورت پیغام خصوصی)]

[submitbtn value=(ارسال)] [resetbtn value=(پاك كردن)]